محمد مهدى ملايرى
6
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هم به همين نام در كتابها آمده است . سورستان پايتخت ايرانشهر بود و ايرانشهر هم در ايران امروز با حد و مرزها و ويژگىهاى كنونى آن خلاصه نمىشد ، بلكه ايرانى بود به مراتب گستردهتر از اين ، با سرزمينهاى ديگرى در پيرامون آن كه به گفتهء ابن بلخى « پارس دار الملك اصلى آن بودى و بلخ و مدائن هم بر آن قاعده دار الملك اصلى بودى و خزائن و ذخائر آنجا داشتندى و مايهء لشكر ايران از آنجا برخاستى » « 1 » و ايران امروز تنها يكى از اين سه دار الملك يعنى پارس را در خود دارد ، آنهم نه چون دار الملك . بلخ در حال حاضر قصبهاى است كمنام و نشان در كشورى به نام افغانستان و مداين ويرانهاى است در كشور ديگرى به نام عراق . سرزمين سورستان قديم و عراق كنونى با طبيعت معتدل و زمين حاصلخيز و آب فراوان و آبراههاى بزرگ خود از زمانهاى بسيار قديم كه گذشتههاى بسيار دور آن در تاريكيهاى تاريخ پوشيده مانده است ، محل زندگى انسانها بوده و به همينسبب هم يكى از كانونهاى تمدّن بشر شناخته شده است . تاريخ حكومتهاى اين سرزمين را بجز دورههائى كه بيشتر با زمينشناسى ارتباط مىيابد از 2400 سال پيش از ميلاد مسيح كه عهد سومريان و اكاديان شروع شده مىدانند . اين تاريخ به دورههائى چند تقسيم مىشود كه معروفترين آن در دوران قديم دورهء بابلى بوده كه با فتح بابل پايتخت آن به دست كورش هخامنشى و انقراض آن دولت پايان يافته و دورهء ايرانى آن شروع شده و از همان تاريخ يعنى از سال 539 پيش از ميلاد مسيح كه در قلمرو حكومت ايران درآمده و يكى از مناطق دوازدهگانه ايرانشهر گرديده تا سال 639 ميلادى كه همچون مناطق ديگر ايران در حوزهء اسلام و حكومت خلفا درآمده ، نزديك به دوازده قرن جزئى از ايرانشهر به شمار مىرفته و پس از اين تاريخ هم در دوران اسلامى همچنان جزئى از جامعه و سرزمينهاى ايرانى شمرده مىشده و تا قرنهاى اخير سرنوشت آن در مراحل مختلفى كه بر آن گذشته از سرنوشت ايران در مراحل مختلفش جدا نبوده است .
--> ( 1 ) . فارسنامهء ابن بلخى ، چاپ شيراز ، سال 1343 شمسى ، ص 113 .